معنی سد سکندر
10 بازدید
[ سَ دْ دِ سِ کَ دَ ] (اِخ) بمعنی سد اسکندر است : هنگام خیر سست چو نال خزانیند هنگام شر سخت چو سد سکندرند. ناصرخسرو. که سد سکندر نه بدین حدود است و هم از آهن و ارزیز است. (مجمل التواریخ و القصص ص ۷۶). از حشمت تو بی ربض و خندق و سلاح سد سکندر است بخارا بمحکمی.سوزنی. دام ماهی شود ز زخم خدنگ گر به سد سکندر اندازد.خاقانی. پرده چه باشد میان عاشق و معشوق سد سکندر نه مانع است و نه حایل.سعدی. رجوع به سد اسکندر و سد ذی القرنین و سد یأجوج و مأجوج شود.
کلمات همقافیه با «سد سکندر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر