معنی سدف
6 بازدید
[ سَ دَ ] (ع اِ) تاریکی. || روشنایی (از اضداد است). || صبح و برآمدن صبح. || شب و سیاهی شب. || میش. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || کالبد که از دور نماید. (منتهی الارب). الشخص یری من بعید. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سدف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دف» برای سرودن شعر