معنی سدع
6 بازدید
[ سَ ] (ع مص) با هم درخوردن دو چیز. || گلو بریدن. || گستردن. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سدع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دع» برای سرودن شعر