معنی سدانیه
7 بازدید
[ سَ یَ ] (اِخ) در حدود العالم و معجم البلدان نیامده، ظاهراً مصحف «سِدانه» بمعنی خدمت کعبه یا بتخانه کردن است. (منتهی الارب). و اجداد برامکه سدانت نوبهار بلخ داشته. رجوع کنید به اخبار برامکه به اهتمام عبدالعظیم قریب ۱۳۱۲ هـ . ش. تهران حاشیهٔ ص ح، حاشیهٔ ۲ و ص ی حاشیهٔ ۲ و انجمن آرای ناصری (ذیل نوبهار). (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). قریه ای است از قراء بلخ که از روزگار منوچهرشاه تا آغاز استیلای اسلام از موقوفات آتشکدهٔ نوبهار بود و تولیت آن با هر کس بود، او را برمک میگفتند و اصل طایفهٔ برامکه از آن دودمان است که بعد از اسلام مسلمان شدند، و اصل این لغت عربی است. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج) (رشیدی).
کلمات همقافیه با «سدانیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر