معنی سخن گستردن
7 بازدید
[ سُ خَ گُ تَ دَ ] (مص مرکب) بیان کردن بشرح و بسط. (آنندراج): خشم گیری جنگ جویی چون بمانی از جواب خشم یکسو نه سخن گستر که شهر آوار نیست. ناصرخسرو. به اندازه باید سخن گسترید گزاف سخن را نباید شنید. نظامی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سخن گستردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر