معنی سخنساز
5 بازدید
[ سُ خَ ] (نف مرکب) آنکه سخن ساخته بگوید و در واقع چنان نباشد. (آنندراج): حدیثی که مرد سخن ساز گفت یکی زآن میان با ملک باز گفت.سعدی. از آنرو طایر طبع سخن ساز سوی این بوستان آمد بپرواز. ؟ (از حبیب السیر). تو که هرگز سخن اهل سخن نشنیدی چون سخن ساز و سخن فهم و سخندان شده ای؟ صائب (از آنندراج). || سخنگو. جاری زبان. شیرین زبان. رَطْب اللسان : یا رب به ثنای خود سخن سازم کن در گلشن حمد نغمه پردازم کن. ؟ (از حبیب السیر). || فریبنده. مکار. حیله ساز. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سخنساز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر