معنی سخنباف
8 بازدید
[ سُ خَمْ ] (نف مرکب) مجازاً، شاعر ماهر: نه مرد لافم خاقانی سخن بافم که روح قدس تند تار و پود اشعارم. خاقانی.
کلمات همقافیه با «سخنباف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر