معنی سخنآرا
5 بازدید
[ سُ خَ ] (نف مرکب) سخن آرای. شاعر. گوینده. و بر منشی و خطیب نیز اطلاق کنند. (آنندراج): بمدح مجلس میمون تو مزین باد جریدهٔ سخن آرای پیر سوزنگر.سوزنی. بصدر خود سخن آرای را مقدم دار شنو ز لفظ حکیمان تحیت و تسلیم.سوزنی. مر سخن آرای را به ز ثنای تو نیست آنچه درآید بگوش وآنچه برآید ز کام. سوزنی.
کلمات همقافیه با «سخنآرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر