معنی سخمط
6 بازدید
[ سَ مَ ] (ع مص) دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را بمعانی زیر آورده است: کثیف کردن. لکه کردن. گل آلود کردن (مثلاً لباس و کفش را). کاری را ضخیم و کلفت و بدترکیب درست کردن. کتاب و تألیفی را به صورت کثیف و ضخیم و نامطلوب ترتیب دادن. بد ترتیب دادن. چیزی را خراب کردن و بد تعمیر کردن. خراب کردن. ضایع کردن. فاسد کردن. (دزی ج ۱ ص ۶۳).
کلمات همقافیه با «سخمط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مط» برای سرودن شعر