معنی سخف
7 بازدید
[ سَ / سُ ] (ع اِمص) تنگی زندگانی و لاغری از گرسنگی. (منتهی الارب). رقةالعیش. (اقرب الموارد). || سبکی عقل. (منتهی الارب).[ سُ ] (ع اِمص) سبکی عقل، خاصه. (منتهی الارب). ضعف عقل. (اقرب الموارد). رجوع به سخافة شود.[ سَ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب) (آنندراج) (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «سخف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خف» برای سرودن شعر