معنی سخسخة
10 بازدید
[ سَ سَ خَ ] (ع اِمص) ضعفی که از فقدان غذا حادث شود. (دزی ج ۱). || ضعفی که از دوران جوانی حادث شده است. (دزی ج ۱).
کلمات همقافیه با «سخسخة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خة» برای سرودن شعر