معنی سخت شدن
7 بازدید
[ سَ شُ دَ ] (مص مرکب) دشوار شدن. مقابل آسان شدن. شدید گشتن : بروزی کجا سخت شد کارزار همه بخردان خواستند زینهار.فردوسی. || استوار شدن. محکم شدن. مقابل سست شدن : پند خردمندان چه سود اکنون که بندم سخت شد گر جستم این بار از قفس بیدار باشم زین سپس. سعدی. در دام غمت چو مرغ وحشی می پیچم و سخت میشود دام.سعدی.
کلمات همقافیه با «سخت شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر