معنی سختگیر
7 بازدید
[ سَ ] (نف مرکب) سخت گیرنده. آزمند و حریص. (ناظم الاطباء): هر که در کار سخت گیر شود نظم کارش خلل پذیر شود.نظامی. مشو در حساب جهان سخت گیر همه سخت گیری بود سخت میر.نظامی. نیست غم گر دیر بی او مانده ای دیرگیر و سخت گیرش خوانده ای.مولوی. - امثال: خدا دیرگیر است اما سخت گیر است.
کلمات همقافیه با «سختگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر