معنی سختجوشی
7 بازدید
[ سَ ] (حامص مرکب) برندگی : آهنی شد چو سخت جوشی کرد لشکر ترک سست کوشی کرد. نظامی (هفت پیکر چ وحید ص ۱۲۶).
کلمات همقافیه با «سختجوشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر