معنی سختجان
7 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب) سنگدل و بیرحم. (آنندراج) (غیاث) (مجموعهٔ مترادفات ص ۷۴): سختی ره بین و مشو سست ران سست گمانی مکن ای سخت جان.نظامی. || سختی کش. (مجموعهٔ مترادفات ص ۲۰۹). که تعب و رنج بسیار کشد. که مصیبتهای سخت تواند کشید.
کلمات همقافیه با «سختجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر