معنی سخبر
7 بازدید
[ سَ بَ ] (ع اِ) نوعی از درخت که به اذخر ماند و مار آن را دوست دارد. (آنندراج) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || رکب فلان السخبر؛ بی وفایی نمود. (منتهی الارب). غدر کرد. (از اقرب الموارد): و الغدر ینبت فی اصول السخبر. ؟ (از منتهی الارب).[ سَ بَ ] (اِخ) یاقوت نویسد: موضعی است و گمان میکنم در نزدیکی نجران است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «سخبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر