معنی سخاپیشه
5 بازدید
[ سَ شَ / شِ ] (ص مرکب) آنکه پیشهٔ او سخا باشد. مرد با کرم و سخاوت. سخی. بسیار جوانمرد: مردیست سخاپیشه و مردیست عطابخش با خلق نکوکار بکردار و بگفتار.فرخی. این زین دین امیر سخاپیشه تا مرا در مجلس تو کدیهٔ دستار پیشه شد.سوزنی.
کلمات همقافیه با «سخاپیشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر