معنی سخافت
6 بازدید
[ سَ فَ ] (از ع، اِمص) سبکی عقل و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج). خرد و سست رأی شدن. (المصادر زوزنی). سبکی عقل. خفت عقل. رقت عقل. (یادداشت مؤلف): به رکاکت عقل و سخافت خرد منسوب گردیم. (سندبادنامه ص ۷۹). رؤس و وجوه ایشان بر سفاهت اراذل و سخافت انذال انکاری نکردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). || شلی. شل و شلاتگی. ناپختگی. ناسفتگی. مقابل صفاقت (قرصی). محکمی. سفتگی. پختگی (در جامهٔ منسوج). (یادداشت مؤلف). || لاغری. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سخافت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فت» برای سرودن شعر