معنی سحول
6 بازدید
[ سَ ] (ع ص) گازر. (منتهی الارب) (آنندراج).[ سُ ] (ع اِ) جِ سحل. (منتهی الارب). رجوع به سحل شود.[ سَ ] (اِخ) قریه ای است به یمن که جامهٔ خوب در آن می بافند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (معجم البلدان). یقال: ثیاب سحولیة، و سحولیة بضم سین روایت کنند و بفتح مشهور است. (اقرب الموارد). قریه ای است به یمن. (امتاع الاسماع ج ۱ ص ۵۵۰).
کلمات همقافیه با «سحول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر