معنی سحم
5 بازدید
[ سَ حَ ] (ع مص) سیاه گردیدن. (اقرب الموارد).[ سِ حَ ] (ع اِ) درخت است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). || آهن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || سیاهی. (منتهی الارب).[ سُ حُ ] (ع اِ) پتکهای آهنگران. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سحم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حم» برای سرودن شعر