معنی سحسح
6 بازدید
[ سَ سَ ] (ع اِ) ساحت خانه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): و سحساح خطوب و خطر بر ساحة و سحسح ایران متقاطر بودی. (درهٔ نادره چ شهیدی ص ۶۷۶). || (ص) باران سخت ریز. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سحسح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سح» برای سرودن شعر