معنی سحساح
7 بازدید
[ سَ ] (ع ص، اِ) باران سخت ریزان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): و این داهیه تا سه عام بر خاص و عام متواتر و ساحیه و سحساح خطوب و خطر بر ساحة و سحسح ایران متقاطر بودی. (درهٔ نادره چ شهیدی ص ۶۷۶).
کلمات همقافیه با «سحساح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر