معنی واژه سحرپیشه
7 بازدید
[ سِ شَ / شِ ] (ص مرکب) آنکه پیشهٔ او ساحری باشد. جادوگر و ساحر. || مجازاً، بغایت ماهر در فن خود: که گفت آنکه خاقانی سحر پیشه دگر خاص درگاه سلطان نشاید.خاقانی. مطرب سحر پیشه بین در صور هر آلتی آتش و آب و باد و گل کرده بهم ز ساحری. خاقانی.