معنی سحالة
7 بازدید
[ سُ لَ ] (ع ص، اِ) سونش زر و نقره. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ساو آهن. (مهذب الاسماء). براده. (مؤلف). || فرومایهٔ قوم. (منتهی الارب). خشارة القوم. (اقرب الموارد). || پوست گندم و جو و مانند آن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || هیچکاره از هر چیزی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سحالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر