معنی سحاة
6 بازدید
[ سَ ] (ع اِ) درختی است خاردار. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || شب پره. (منتهی الارب). خفاشة. (اقرب الموارد). || ساحت خانه. (منتهی الارب). ساحت. (اقرب الموارد). || ناحیة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || پوست هر چیزی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سحاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر