معنی سجیت
6 بازدید
[ سَ جی یَ ] (از ع، اِ) سجیة. خوی : و سلطان در قبول پیغام او و اکرام رسول و تحقیق مأمول، آثار اریحیت طبع و انوار کرم سجیت و طهارت محتد و نزاهت عنصر کریم خویش ظاهر گردانید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۲۹). با شرف ابوت و خدمت خاندان کثرت عشایر سجیت ظلم داشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۶۹). رجوع به سجیة شود.
کلمات همقافیه با «سجیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر