معنی سجوم
5 بازدید
[ سُ ] (ع مص) روان شدن اشک. (منتهی الارب). روان شدن اشک، اندک یا بسیار. (اقرب الموارد). رفتن اشک. (تاج المصادر بیهقی). || روان کردن ابر باران را. (از اقرب الموارد).[ سَ ] (ع ص) چشم رانندهٔ اشک. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || ابر رانندهٔ باران. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سجوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر