معنی سجنجل

معنی سجنجل

6 بازدید
[ سَ جَ جَ ] (معرب، اِ) آینه، و این لفظ رومی است. (غیاث) (آنندراج) (منتهی الارب). آینه. (اقرب الموارد). آینهٔ چینی. (دهار) (زمخشری). آینهٔ روئین. (مهذب الاسماء). در رومی آینه است. (المعرب جوالیقی ص ۱۷۹): مهفهفة بیضاء غیر مُفاضة ترائبها مصقولة کالسجنجل. امرؤالقیس (از المعرب ص ۱۷۹). له اذا ادبر لحظ المقبل کانما ینظر من سجنجل. ؟ (از سندبادنامه ص ۲۰۰). زآهن هندی بعشق تیغ او چینیان چینی سجنجل کرده اند.خاقانی. معنبر ذوایب معقد عقائص مسلسل غدایر سجنجل ترائب. (منسوب به حسن متکلم). || زعفران. (دهار) (المعرب جوالیقی ص ۱۷۹) (آنندراج) (منتهی الارب) (الفاظ الادویه). || زر و سیم گداخته. (منتهی الارب) (آنندراج). ماء الذهب. (المعرب جوالیقی ص ۱۷۹). - سجنجل الارواح؛ نام کتابی معروف در طلسمات از دهدار است.

کلمات هم‌قافیه با «سجنجل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید