معنی سجلاط
6 بازدید
[ سَ جُ / سِ جُ ] (اِ) به لغت یونانی یاسمین را گویند که یاسمن زرد و یاسمن سفید باشد. (برهان) (الفاظ الادویه). در المعرب جوالیقی ص ۱۸۴ سطر ۶ و در منتهی الارب بدین معنی بکسر اول و دوم و تشدید سوم آمده است. رجوع به سجلات شود.[ سِ جِ لْ لا ] (ع اِ) چیزی است از صوف که زنان بر هودج اندازند. (المعرب جوالیقی از فراء). || یا آن جامهٔ کتان نگارین بر شکل نگار خاتم. (منتهی الارب) (المعرب). و فراء گوید: آن جامه ای است کتانی نگار زده که نگارهای آن خاتم را ماند و گمان دارند که آن رومی سجلاطس است، سپس معرب گشته و آن را سجلاط گفته اند. (المعرب). مؤلف منتهی الارب سجلاطس را کلمه ای مستقل ذکر کرده و نویسد نوعی از بساط رومی است و کلمه رومی معرب است، باید دانست که پسوند «اس» در حکم اعراب آخر کلمه است و در یونانی سجلاطس و سجلاط یکی است.
کلمات همقافیه با «سجلاط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر