معنی سجده کردن

معنی سجده کردن

7 بازدید
[ سَ / سِ دَ / دِ کَ دَ ] (مص مرکب) پیشانی بر خاک نهادن. سجده آوردن. پیشانی بر خاک سودن خضوع و شکر را: سرش [ عبداللََّه زبیر ] برداشتند و پیش حجاج بردند، سجده کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۸۹). با تو در باغ بدیدار کند وعده همی نرگس از شادی آن وعده کند سجده همی. منوچهری. کسی را کند سجده دانا که یزدان گزیدستش از خلق مر رهبری را. ناصرخسرو. در سجده نکردنش چه گوئی مجبور بُدَه ست یا مخیر.ناصرخسرو. آفتاب پیش رخش [ کنیزک ] سجده کردی. (کلیله و دمنه). حلقه کردند او چو شمعی در میان سجده کردندش همه صحرائیان.مولوی. گفت ای زن پیش این بت سجده کن ورنه در آتش بسوزی بی سخن.مولوی. هرگز اگر راه بمعنی برد سجدهٔ صورت نکند بت پرست.سعدی. کافر ار قامت همچون بت سیمین تو بیند بار دیگر نکند سجدهٔ بتهای رخامی. سعدی (طیبات). || ستودن. وصف کردن : چو شعر من بخوانی دوست و دشمن ترا سجده کند خندان و گریان. ناصرخسرو (دیوان چ کتابخانهٔ طهران ص ۳۲۶).

کلمات هم‌قافیه با «سجده کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید