معنی سجال
5 بازدید
[ سِ ] (ع اِ) نصیب و بهره. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): الحرب بینهم سجال؛ یعنی یک نوبت به سود آنان بود و نوبتی به زیان ایشان و به سود دشمنان آنها، و این عبارت مثلی است. (از اقرب الموارد). || جِ سجل، دلو بزرگ. (منتهی الارب). رجوع به سجل شود. || له برفائض السجال (اقرب الموارد)؛ ای احسان واسع : لاسیّما حال آن بیچاره که جناح اشبال بر احوال من پوشانیده بود و مرا بسجال افضال سیراب گردانیده. (المضاف الی بدایع الازمان). و بر ارکان و اعیان حضرت بر مثال سحاب، سجال اموال ریزان. (جهانگشای جوینی). و لشکرها شریف و وضیع از سجال بر و مکرمت او که... (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «سجال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر