معنی ستیهش
7 بازدید
[ سِ هِ ] (اِمص) لجاجت و ستیزندگی. (برهان) (آنندراج). جنگ و ستیزه. (غیاث). اسم مصدر از ستیهیدن. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین): ای از ستیهش تو همه مردمان به مست دعویت صعب و منکر و معنیت خام و سست. لبیبی. اندر ستیهش است بمن این زن مینازدی بچادر و شلوارش.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «ستیهش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هش» برای سرودن شعر