معنی ستیزگاری
7 بازدید
[ سِ ] (حامص مرکب) عمل ستیزگار و ستیزگر: اپرویز از آنجا که ستیزگاری و بدخویی او را بود نبشت که... (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۰۵).
کلمات همقافیه با «ستیزگاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر