معنی ستوربانی
6 بازدید
[ سُ ] (حامص مرکب) عمل ستوربان. کار ستوربان : که بجان ایمن باشد که دشمنان قصد جان کنند... و خواهد که ستوربانی فرماید بر جای باشم. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۳۵). خواجه [ احمد حسن ] گفت: از ژاژ خاییدن توبه کردی گفت [ ابوالفتح بستی ]: ای خداوند مشک و ستوربانی مرا توبه آورد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۶۵).
کلمات همقافیه با «ستوربانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر