معنی ستل
7 بازدید
[ سَ تَ ] (اِ) کتک زدن و آزار دادن. (برهان) (آنندراج).[ سَ تَ ] (اِ) آب گیر و تالاب و استخر. (برهان) (آنندراج). آبگیر و آن را استل و ستخر و استخر نیز گویند. (از جهانگیری).[ سَ ] (اِ) ظرفی بزرگ با یک دسته که دو سوی آن بدو سوی ظرف پیوسته است. رجوع به سطل شود.[ سَ تَ ] (ع اِ) عقاب یا مرغیست دیگر مشابه بعقاب یا بکرکس. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || پس روان. (منتهی الارب). تَبَع . (تاج العروس).[ سَ ] (ع مص) یکی پس از دیگری برآمدن. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ستل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تل» برای سرودن شعر