معنی ستغفار
7 بازدید
[ سِ تِ ] (از ع، اِمص) مخفف استغفار: امید چنانست به ایزد که ببخشد ایزد بستغفار گناهان گنهکار.فرخی. از بوس و کنار تو اگر زشتی آید هم پیش تو نیکو کنم او را بستغفار.فرخی. ابر درمش خواندم و این لفظ خطا بود محتاج شد این لفظ که گفتم به ستغفار. فرخی. آن سید سادات زمانه که نخواهد شاعر بمدیحش ز خداوند ستغفار. منوچهری. کنون زآنچه کردی و خوردی بتوبه همی کن ستغفار و میخور پشیمان. ناصرخسرو. گفت گنهکار تو هم چون ز تست بیست کنون خود بستغفار خویش. ناصرخسرو. فعل تو چنانست که دیگر زمعاصی واجب نشود بر تو یکی روز ستغفار.سنایی. رجوع به استغفار شود.
کلمات همقافیه با «ستغفار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر