معنی سترک
6 بازدید
[ سِ تَ رَ ] (اِ) مردم گیاه بود یعنی درخت واقواق . (اوبهی). یبروح. رجوع به استرک، و اصطرک شود. || به استعاره زنان نازاینده که بعربی عقیم است بدان نسبت است. (اوبهی). رجوع به استرک و اصطرک شود.[ سِ تُ ] (اِ) انگشت پنجم چون از سوی کالوج ابتدای شمار کنند. ابهام. نر انگشت . انگشت نر. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «سترک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر