معنی ستروک
6 بازدید
[ سَ ] (ص، اِ) مردم بی مایه و بیکار. (برهان) (جهانگیری). || احمق و بدطینت. (آنندراج). || بدخو و خشمناک. (برهان) (جهانگیری). ستیزه جو و جنگجو و خشمناک و بدخو. (ناظم الاطباء). مرد ستیزنده. (آنندراج). دزد پیشه. (برهان) (جهانگیری). مرد دزد پیشه. (ناظم الاطباء). آنکه بدزدی و خیانت خو دارد. (آنندراج). || هرزه گو. (برهان). یاوه گو. (جهانگیری). رفیق و مصاحب هرزه گو. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ستروک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر