معنی ستخر
4 بازدید
[ سِ تَ ] (اِ) مخفف استخر است که تالاب و آبگیر باشد. (برهان) (آنندراج) (جهانگیری). رجوع به استخر و اصطخر و صطخر شود.[ سِ تَ ] (اِخ) نام قلعه ای است مشهور در فارس که جمشید ساخته است و چون در آن تالاب بزرگی هست بنابر آن بدان نام خوانند و صطخر معرب آن است. (برهان). قلعه ای است مشهور بفارس که جمشید ساخته و چون در آن کوه تالاب بزرگی بود بدان نام خوانده شده و شهر ستخر در حوالی آن است که دارالملک پادشاهان کیان بوده. (آنندراج): ز کرمان بیامد ز شهر ستخر بسر بر نهاد آن کئی تاج فخر.فردوسی. چنین تا بشهر ستخر آمدند ز شاهی همی داستانها زدند.فردوسی. رجوع به استخر و اصطخر و صطخر شود.
کلمات همقافیه با «ستخر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خر» برای سرودن شعر