معنی ستةعشر
6 بازدید
[ سِ تْ تَ عَ شَ ] (از ع، اِ مرکب) نوعی صوف است : گهی کردی او صاف سته عشر که صوفست عین ثبات هنر. نظام قاری (دیوان ص ۱۷۵). رجوع به سته عشری شود.
کلمات همقافیه با «ستةعشر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شر» برای سرودن شعر