معنی ستاگوی
6 بازدید
[ سِ ] (نف مرکب) ستایشگوی. ثناگوینده. ستایش خوان : چه گر من همیشه ستاگوی باشم ستایم نباشد نکو جز بنامت.رودکی. و ثنا و ستا گوی او در بزم بذل مواهب. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۷۴).
کلمات همقافیه با «ستاگوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر