معنی ستاوند
6 بازدید
[ سَ / سُ وَ ] (اِ) رواق و بالاخانه باشد که پیش آن مانند ایوان گشوده بود. (برهان). بالاخانه که پیش آن گشاده باشد چون ایوان. (رشیدی): ستاوند ایوان کیخسروی نگاریده چون خامهٔ مانوی.فردوسی. || صفهٔ بلند و بزرگ. (برهان) (رشیدی). || صفّه ای را هم گفته اند که سقف آن را بیک ستون برافراشته باشند. (برهان) (رشیدی). مخفف ستن آوند است یعنی آونگ یک ستون است یا آنکه نسبت بیک ستون دارد. (رشیدی). چون صفه ای باشد بالای ستونی برداشته. (لغت فرس اسدی): جهان جای بقا نیست به آسانی بگذار به ایوان چه بری رنج و بکاخ و به ستاوند. طیّان مرغزی.
کلمات همقافیه با «ستاوند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر