معنی ستارهچشم
10 بازدید
[ سِ رَ / رِ چَ / چِ ] (ص مرکب) آنکه چشمهای وی مانند ستاره باشد. (ناظم الاطباء). دارای چشمهای روشن. چشم درشت : هزار استر ستاره چشم و شبرنگ که دوران بود با رفتارشان لنگ.نظامی. || از القاب پادشاهان. (ناظم الاطباء). مصحف ستاره حشم. رجوع بدان کلمه شود.
کلمات همقافیه با «ستارهچشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر