معنی ستارهبار
6 بازدید
[ سِ رَ / رِ ] (نف مرکب) در بیت زیر، باران ریز. که باران از آن ریزد. که قطرات باران از آن چکد: بستان چنان شود که ندانیش زآسمان چون ابر گشت بر رخ بستان ستاره بار. سوزنی.
کلمات همقافیه با «ستارهبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر