معنی ستارلو
6 بازدید
[ سَ تْ تا ] (اِخ) تیره ای از ایل نفر از ایلات خمسهٔ فارس. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۸۷).
کلمات همقافیه با «ستارلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر