معنی سبوغ
6 بازدید
[ سُ ] (ع مص) دراز شدن بسوی زمین. (منتهی الارب). || تمام شدن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ترجمان ترتیب عادل بن علی ص ۵۲) (دهار). || فراخ شدن نعمت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (دهار) (ترجمان ترتیب عادل بن علی ص ۵۶).
کلمات همقافیه با «سبوغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وغ» برای سرودن شعر