معنی سبوحخوان
7 بازدید
[ سُ / سَ بْ بو خوا / خا ] (نف مرکب) آنکه سبوح و قدوس... برخواند. فرشته : جرعهٔ جان از زکات هر صبوح بر سر سبوح خوان افشاندمی.خاقانی. حریف صبوحم نه سبوح خوانم که از سُبحهٔ پارسا میگریزم.خاقانی. پیش کآن قرا شود سبوح خوان در صبوح عیش جان درخواستند.خاقانی.
کلمات همقافیه با «سبوحخوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر