معنی سبق گرفتن
7 بازدید
[ سَ بَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) درس گرفتن. چیز آموختن : بباغ بلبل بر یاد تو گشاده زبان بشاخ فاخته از ذوق تو گرفته سبق.انوری. روزی دیوانه ای این بیت میخواند: نیکوان را دوست دارد هر که باشد در جهان گر بدان را دوست داری گوی بردی از میان. خواجه فرمودند ما از این سخن سبق گرفتیم و درویشان گفتند که این بیت را یاد گیرند. (انیس الطالبین ص ۶۸). طوطی من سبق از سینهٔ خود میگیرد پشت آئینه مرا مانع گویایی نیست.صائب. || درس دادن و تعلیم کردن. (آنندراج). درس. تدریس : ای معلم جزو استعداد مردم جاهلی است کودک ما را سبق از علم نادانی بگو. ملا طغرا (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سبق گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر