معنی سبقت گرفتن
7 بازدید
[ سِ قَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) پیش افتادن. پیشی گرفتن: زهق. زهوق. پیشی گرفتن بر دیگران. (منتهی الارب): ز همراهی نفس بیجاست منعم که من خویش از نفس سبقت گرفتم. مخلص کاشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سبقت گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر