معنی سبعین
6 بازدید
[ سَ ] (ع عدد، ص، اِ) هفتاد. (آنندراج) (غیاث).[ سَ ] (اِخ) قریه ای است در باب حلب. (معجم البلدان). دهی است بحلب که سیف الدوله به متنبی عطا کرد. (منتهی الارب).[ سَ عَ ] (ع اِ) مثنای سبع است. (از منتهی الارب): و کیف اخاف الناس و اللََّه قابض علی الناس و السبعین فی راحة اللََّه . فرزدق (از منتهی الارب). || هفت آسمان. هفت زمین. (از منتهی الارب). رجوع به سَبْع شود.
کلمات همقافیه با «سبعین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر